خطابه غدير

دانلود كتاب خطابه غدير
نقشه منطقه غدير
خطابه غدير در موبايل

الْحَمْدُ للّه‏ِِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَدَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في أَرْكانِهِ، وَأَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْما وَهُوَ في مَكانِهِ،

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:


واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاین

10 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقالات)

عضو: 0
مهمان: 10

ادامه...
SmartSection is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of INBOX International (http://inboxinternational.com)
مقالات > تحقيقات > رمز تفاوت ماقبل و مابعد آیات مربوط به امامت
رمز تفاوت ماقبل و مابعد آیات مربوط به امامت
رمزی که برای این کار هست ، هم از اشاره خود آیه قرآن کریم استفاده می‏شود و هم در روایات ائمه ما به همین مطلب اشاره شده است و آن اینست که در میان تمام دستورات اسلامی هیچ دستوری نبوده است مثل مسئله خاندان پیغمبر و امامت امیرالمؤمنین و خصوصیت خاندان پیغمبر که اینهمه کم شانس اجرا داشته باشد به این معنا که به دلیل تعصباتی که در عمق روح مردم عرب وجود داشت ، آمادگی بسیار بسیار کمی برای این مطلب به چشم می‏خورد .

با اینکه‏ به پیغمبر اکرم راجع به امیرالمؤمنین دستور می‏رسید ، حضرت همیشه این بیم‏ و نگرانی را داشت که اگر بگوید ، منافقینی که قرآن پیوسته از آنها نام‏ می‏برد می‏گویند ببینید ! ( به اصطلاح معروف ) دارد برای خانواده خودش نان‏ می‏پزد . در صورتی که رسم و شیوه پیغمبر ( ص ) در زندگی این بود که در هیچ موردی برای خودش اختصاص قائل نمی‏شد و اخلاقش این بود و دستور اسلام‏ هم همین بود که فوق العاده اجتناب داشت از اینکه میان خودش و دیگران‏ امتیاز قائل بشود و همین جهت عامل بسیار بزرگی بود برای موفقیت پیغمبر اکرم .

این مسئله یعنی ابلاغ اینکه جانشین من علی ( ع ) است امر و دستور خدا بود اما پیغمبر ( ص ) می‏دانست که اگر آنرا بیان بکند عده‏ای ضعیف‏ الایمان که همیشه بوده‏اند خواهند گفت ببینید ! دارد برای خودش امتیاز درست می‏کند . در آیه الیوم اکملت لکم دینکم نیز قبلش این بود : « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون می‏گوید دیگر کافران امیدی به این دین ندارند یعنی آنها دیگر از اینکه از آن راهی که بر علیه اسلام مبارزه می‏کردند بتوانند بر این دین پیروز شوند مأیوسند ، فهمیدند که دیگر کارشان پیش نمی‏رود . « فلا تخشوهم »دیگر از ناحیه کافران نگرانی نداشته باشید . « و اخشون »ولی از من بیم داشته‏ باشید ، که عرض کردم مقصود اینست که بیم داشته باشید زیرا اگر در داخلتان خراب بشوید ، به حکم سنتی که من دارم که هر قومی چنانچه درجهت فساد تغییر بکند من هم نعمت خویش را از آنها سلب می‏کنم ، نعمت اسلام را از شما سلب می‏نمایم . در اینجا " و اخشون " کنایه‏ است از اینکه از خودتان بترسید ، از من بترسید از باب اینکه از خودتان‏ بترسید یعنی بیم از داخل است ، دیگر از خارج بیمی نیست .

از طرفی هم‏ می‏دانیم که این آیه در سوره مائده است و سوره مائده آخرین سوره‏ای است‏ که بر پیغمبر نازل شده یعنی این آیه در همان دو سه ماه آخر عمر پیغمبر در وقتی که اسلام قدرتش بسط یافته بود نازل گردیده است . در آیه‏ای قبل نیز همین مطلب را که از داخله مسلمین بیم‏ هست ولی از خارج بیم نیست می‏بینیم . می‏گوید : « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من‏ الناس »اصلا ما غیر از این آیه ، دیگر آیه‏ای در قرآن نداریم که بخواهد پیغمبر را به انجام کاری تشویق کند . مثل اینست که شما می‏خواهید کسی‏
را به کاری تشویق کنید ، او یک قدم جلو می‏گذارد و یک قدم عقب ، بیم‏ دارد .

در این آیه پیغمبر را دعوت می‏کند که ابلاغ کن ، از یک طرف تهدیدش‏ می‏کند و از طرف دیگر تشویق می‏نماید یعنی تسلیش می‏دهد . تهدیدش می‏کند که اگر این موضوع ابلاغ نشود ، تمام رسالت تو بیهوده است و تسلیش می‏دهد که نترس ! خدا تو را از این مردم نگهداری می‏کند : « و الله یعصمک من‏ الناس ». در آیه : « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم فرمود دیگر از کافران نترسید . مسلما پیغمبر ( ص ) در درجه اول نباید از کافران بترسد ولی آیه : « یا ایها الرسول ». . . نشان می‏دهد که پیغمبر نگرانی دارد . پس این نگرانی از داخل مسلمین است . حالا من کار ندارم که‏ آنهایی که از داخل مسلمین [ پذیرای این موضوع یعنی جانشینی علی ( ع ) نبودند کافر باطنی بودند یا نبودند ، بالاخره این موضوع به گونه‏ای بود که آمادگی آنرا نداشتند و حاضر به پذیرش آن نبودند .

شواهد تاریخی

اتفاقا جریانهای تاریخی هم همین را حکایت می‏کند یعنی جامعه شناسی‏ مسلمین را همینطور نشان می‏دهد . لهذا عمر گفت : ما که علی را به خلافت‏ انتخاب نکردیم ، حیطه علی الاسلام بود یعنی برای اسلام احتیاط کردیم ، زیر بارش نمی‏رفتند ، قبول نمی‏کردند . یا در جای دیگر که با ابن عباس صحبت‏ می‏کرد به او گفت : قریش این کار را صحیح نمی‏دید که امامت در همان‏ خاندانی باشد که نبوت هم در همان خاندان بوده . یعنی گفت نبوت که در خاندان بنی‏هاشم پیدا شد طبعا برای بنی‏هاشم ا متیاز شد . قریش حساب کرد که اگر خلافت هم در این خاندان باشد همه امتیازات از آن بنی‏هاشم می‏شود . از این جهت بود که قریش نسبت به این مطلب کراهت داشت ابن عباس هم‏ جوابهای خیلی پخته‏ای به او داد . آیاتی را از قرآن در این زمینه خواند که جوابهای بسیار پخته‏ای است .

بنابر این در جامعه مسلمین یک وضعی بوده است که به عبارتها و زبانهای‏ مختلف بیان شده است . قرآن به آن صورت می‏گوید ، عمر همان را به بیان و صورت دیگری می‏گوید . یا مثلا می‏گفتند علی ( ع ) از باب اینکه در جنگهای‏ اسلامی خیلی از افراد و سران عرب را کشته است و مردم عرب هم مردم کینه‏ جویی هستند و بعد از آنکه مسلمان شدند نیز کینه پدر کشی و برادر کشی آنها نسبت به علی محفوظ بود ، برای خلافت مناسب نیست . عده‏ای از اهل‏ تسنن هم می‏خواهند همینها را عذر درست کنند ، می‏گویند درست است که‏ افضلیت و مقام و ارجحیت علی ( ع ) روشن بود ولی این جهت هم بود که‏ خیلی دشمندار بود .

بنابر این یک نوع نگرانی در زمان پیغمبر وجود داشته است برای تمرد از این یک دستور . شاید سر اینکه قرآن این آیات را با قرائن و دلائل ذکر کرده اینست که هر آدم بی‏غرضی مطلب را بفهمد ولی نخواسته مطلب را به‏ صورتی در آورد که آنهایی که می‏خواهند تمرد بکنند ، تمردشان به صورت تمرد در مقابل قرآن و اسلام در آید . کانه می‏خواهد بگوید : آنها که به هر حال‏ تمرد می‏کنند پس تمردشان به شکلی در نیاید که به معنی طرد قرآن در کمال‏ صراحت باشد ، اقلا یک پرده‏ای بتوانند برایش درست کنند . اینست که ما می‏بینیم آیه تطهیر را در وسط آن آیات قرار می‏دهد ولی هر آدم فهیم و عاقل‏ و مدبر و متدبری می‏فهمد که این ، چیز دیگری است . آیه : « الیوم اکملت‏ را آنطور قرار می‏دهد و آیه : « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من‏ ربک »را اینطور .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع :
1)کتاب امامت و رهبری ص160-157
2)سایت : www.tahoor.com

سایر مقالات
مقاله قبلی عید قربان اخلاق و رفتار امام حسین علیه السلام مقاله بعدی

مقالات

آنچه از مجمــوع مباحث به دست می‌آید این است كه با ملاحظـه آیـات و روایـات و دریافت‌ها و مشاهدات، اطمینان كامل پیدا مى‌كنیم كه شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقیناً، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برایش رقم مى‌خورد موثر است؛ حتى مى‌شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده‌اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.

ادله‌اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى‌كند به شرح زیر تقدیم مى‌گردد: